نظريه هاي ارتباطات
ورنر سورين و جيمز تانكارد در آغاز كتاب مي نويسند كه هدف اين كتاب در اصل استفاده دانشجويان كارشناسي است كه تصميم دارند در رسانه هاي جمعي شغلي بيابند و به آشنايي مقدماتي با نظريه ها، مباني و روش تحقيق ارتباط جمعي نياز دارند.
اين كتاب در هجده فصل به هفت بخش تقسيم شده كه به مباحث مختلف در زمينه ارتباط جمعي مي پردازد.
بخش اول تحت عنوان چشم انداز در حال تغيير رسانه ها يك فصل را زير مجموعه خود دارد. در فصل اول به علايق كارورز رسانه كه معمولاً كوشش مي كند تاثير هاي خاصي بر مخاطب بگذارد به علايق استفاده كننده رسانه ها كه همان مخاطب است مي پردازد.
بخش دوم در روش ها و الگوهاي علمي ارتباط جمعي نيز دو فصل را در خود جاي داده است. فصل دوم روش علمي نام دارد و محقق ارتباطي تقريباً همه يافته هاي برآمده از روش علمي در حوزه علوم اجتماعي و علوم رفتاري را در اين بخش مي تواند به دست آورد.
در فصل سوم كه تحت عنوان الگوها در پژوهش هاي ارتباطات جمعي است از مدل هاي ارتباطي اوليه يعني مدل لاسول و مدل رياضي شانون و ويور تا نظريه اطلاعات مدل از گود، شرام، تقارن نيوكامپ، وستلي و مك لين و مدل گربنر مطرح مي شود.
بخش سوم به مسائل درك و زبان در رسانه هاي جمعي اختصاص دارد و چهار فصل را در زيرمجموعه خود دارد. فصل چهارم به يكي از مهم ترين مباحث ارتباطات به ويژه در حوزه ارتباطات انساني يعني نقش درك در ارتباط مي پردازد.
فصل پنجم به مشكلات رمزگذاري مي پردازد.
در فصل ششم تحت عنوان تحليل تبليغات به اهميت تبليغ بعد از جنگ جهاني اول و اثراتي كه وسايل جمعي بر مخاطبان خود از طريق تبليغ مي گذارند كه به نظريه گلوله معروف شد مي پردازد.
فصل هفتم سنجش خوانا بودن است يعني به ارتباط گران توصيه مي كند كه چگونه پيام خود را ارسال كنند تا مخاطبان در سريع ترين زمان معناي آن را درك كنند.
از فصل هشتم تا يازدهم نويسندگان رويكرد روانشناسي اجتماعي به رسانه ها دارند.
در فصل نهم به نظريه هاي اقناع كه در مقايسه با نظريه هاي يادگيري و سازگاري رويكردهاي غالبي بودند پرداخته مي شود. در اين بخش نظريه هاي تازه اقناع كه نقش فعال تري به دريافت كننده مي دهند مطرح مي شوند كه نظريه يكپارچگي اطلاعات يكي از معروف ترين اين نظريه ها است.
در فصل دهم گروه ها و ارتباطات و اثر آنها بر ارتباط جمعي مورد بررسي قرار مي گيرد.
فصل يازدهم به بررسي رسانه هاي جمعي و ارتباط ميان فردي با نگاهي به تحقيقات لازارسفلد (جريان دو مرحله اي پيام)، راجرز وشوميكر (اشاعه نوآوري ها) مي پردازد. در بخش پنجم اثرها و استفاده هاي رسانه جمعي در چهار فصل مطرح مي شود. فصل دوازدهم فرضيه برجسته سازي را به طور كامل مورد بررسي قرار داده است.
فصل سيزدهم به بررسي كامل فرضيه شكاف آگاهي معضل بزرگ كشورهاي جهان سوم در ارتباط با كشورهاي پيشرفته مي پردازد. فصل چهاردهم به اثرهاي ارتباط جمعي توجه دارد. فصل پانزدهم تحت عنوان استفاده از رسانه هاي جمعي به رويكرد استفاده و خشنودي اي كه اولين بار توسط كاتز مطرح شده اشاره دارد. بخش ششم به رسانه ها در حكم موسسه اختصاص دارد. رسانه هاي جمعي در جامعه جديد عنوان فصل شانزدهم است. فصل هفدهم زنجيره ها و كلان مجموعه هاي رسانه اي به مالكيت رسانه ها در آمريكا را بررسي مي كند. بخش هفتم جمع بندي و در فصل آخر تصوير كلي است كه نويسندگان سعي كرده اند با استفاده از مدل ارتباط وستلي- مك لين ديدگاه تنوع، نظريه ها و يافته هاي پژوهشي را كنار يكديگر بگذارند. اما در خاتمه كتاب پيشنهاد جالبي شده و آن اينكه پژوهشگران در حوزه ارتباطات در ارتباط با ساير رشته ها به چه حوزه هايي مي توانند توجه كنند. همچنين نشرياتي كه مي توانند مقالاتي به طور منظم راجع به پيشرفت هاي تازه در نظريه و تحقيق ارتباطات و كاركرد، اثر ها و نقش رسانه هاي جمعي بيابند معرفي شده است. در انتها تنها حرفي كه مي ماند اين است: حيف است كه اين كتاب در گوشه كتابخانه تان خاك بخورد!