سبک هرم وارونه ، سبک بیان تاریخی تا تربیتی ، سبک پایان شگفت انگیز، سبک بازگشت به عقب و سبک تشریحی یا منطقی از مهم ترین سبک های خبرنویسی به شمار میروند.

بطور کل خبر نویسی اکنون به دو روش انجام میشود.خبرهای سخت (خبر مخصوص ) و خبرهای نرم یا نرم خبر. سخت خبرها همان خبرهای مبتنی برشش عنصر خبری شامل چه چیزی ، چه کسی، کجا ، چه وقت ، چطور و چرا است. نرم خبرها تا حدودی از رویدادها فاصله میگیرند تا مردم ، مکانها و چیزهایی را که به جهان یک ملت و یک جمع شکل میدهند را بررسی کنند.نرم خبرها بیشتر ماهیت گزارشی دارند و به نوعی گزارش کوتاه تلقی میشوند. ساختار سخت خبرها از مهم به غیر مهم (سبک هرم وارونه )میباشد. اما ساختار نرم خبرها به گونه ای است که به ما میگوید ، خبر در جایی به پایان میرسد که آغاز شده است. یعنی نرم خبر به خواننده میفهماند که خبر به پایان رسیده است اما رویدادی که عامل نوشتن این خبر بود در جهان واقعی ادامه دارد و هنوز به پایان نرسیده است . لذا نرم خبر به خواننده نگاهی تحلیلی ، انتقادی و پرسشگرانه میدهد و او را ترغیب به تعقیب رویداد میکند.

هر خبر دارای مدلهای حرکت یا جریان خبری خاص است . سه مدل جریان یا حرکت خبر ارایه شده است. 1- مدل مرکز- پیرامون که به  وسیله  یوهان گالتونگ ارایه شده که در آن جهان به دو بخش مرکز و پیرامون دسته بندی شده است. براین اساس رویدادهای مربوط به مرکز یا کشورهای پیشرفته از مرکز ثقل بیشتری در مطبوعات جهان برخوردار است . حجم تبادل خبر میان مرکز با پیرامون با حجم تبادل خبر میان خود ملل مرکز، تفاوت چشمگیر دارد. خبرهای ملل مرکز سهم عمده ای از رویدادهای خارجی را در رسانه های پیرامون به خود اختصاص میدهند و جریان خبر در میان ملل پیرامون نا چیز است و یا اصلا وجود ندارد. از نظر گالتونگ این مدل منجر به ظهور امپریالیسم فرهنگی و امپریالیسم ارتباطی میشود و لذا نظام اخبار بین المللی ، بخش از این امپریالسم است. 2- مدل شمال – جنوب که همانند مدل مرکز- پیرامون نشان میدهد که جریان خبر بین شمال قوی است و جریان خبر بین جنوب ضعیف است. در این مدل جریان خبر یک جریان عمودی دارد و سیر حرکت اخبار از شمال (کشورهای صنعتی) به سمت جنوب (کشورهای در حال توسعه) میباشد.مطابق این مدل اگر خبری از جنوب به شمال برود، حرکت آن مانند انتقال مواد خام از جنوب به شمال است و همانطور که مواد خام جنوب در شمال پردازش میشود و به صورت کالای مصرفی دوباره به جنوبی ها فروخته میشوند ، رویدادهای جنوب نیز از شمالیها به شمال برده میشوند و پس از پردازش به شکل خبر برای جنوبی ارسال میشوند. 3- مدل مثلثی که در آن شمال به دو بخش شرق و غرب عمدتا به اخبار مناطق ژئوپولتیک مورد نظر خود میپردازند ، در حالیکه سهم عمده اخبار خارجی در رسانه های جنوب متعلق به خبرهای شرق و غرب است.لذا تصویری که جریان خبری شمال از جنوب ارایه میدهد ، حاکی از ابدی نشان دادن خشونت و بی نظمی در جهان سوم است.در جریان خبری شمال به پیشرفتهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی جهان سوم توجهی نمیشود. اخبار را می توان به  دو دسته خبرهای رویداد مدار و خبرهای فرایند مدار نیز دسته بندی کرد. خبرهای رویداد مدار شامل خبرهای مربوط به رویدادهای مشخص و معین یا موضوعاتی نظیر نشستها و آتش سوزیها که نقطه مقابل خبرهای فرایند مدار میباشند. خبرهای فرایند مدار ، خبرهای پیچیده ای هستند که از یک گزارش یا موضوع مجرد و منفک ، فراتر میروند تا درکی منظم ، قاعده مند و جامع را منتقل سازند. نظیر گزارشهای مربوط به پیامدهای عملکردهای یک دولت بدین ترتیب روزنامه نگاری متکی بر فرایند مداری و موضوع گرایی به مخاطب به عنوان یک مصرف کننده منفعل رویدادها نمی نگرد و میکوشد تا از روزنامه نگاری رویدادگرا که بر خبرهای سخت یا محض تاکید دارد، فاصله بگیرد.

گروه رسانه ای دانشگاه گلاسگوی انگلستان با طرح موضوع خبرهای بد که به اخبار جانبدارانه علیه اتحادیه های کارگری گفته میشد، نشان داد که خبرهای بد به جای بررسی ریشه های رویدادها، بیشتر به پیامدهای رویدادها متمرکز هستند. خبرهای بد ، باورهای حرفه ای ها  را در مورد بی طرفی خبری، مورد تردید قرار داد.بدین ترتیب بر اساس نظر گروه گلاسکو ، خبر یک پدیده طبیعی نیست. بلکه محصول و مصوع ایدئولوژی است . لذا این گروه به صنایع رسانه ای ، نگاه نقادانه و غیر خوش بینانه دارد و معتقدند خبر پس از انتخاب، در معرض استحاله شدن قرار میگیرد و نه تنها واقعیت های اجتماعی و حقایق را بی طرفانه منعکس نمیکند بلکه در ساخت اجتماعی واقعیت نیز مداخله میکنند.

بر اساس دیدگاهای گروه گلاسکو ، خبر نه یک پدیده طبیعی که از رویداد منشا میگیرد ، بلکه یک محصول است. این محصول به وسیله یک صنعت تولید میشود و در ساخت های اقتصادی و بروکراتیک همان صنعت و در رابطه با سایر صنایع و از همه مهمتر در ارتباط با دولت و سازمانهای سیاسی ، شکل میگیرد.  چهار شیوه مهم در روزنامه نگاری اکنون مورد توجه روزنامه نگاران است:

روزنامه نگاری عینی:

خبرگزاریها از قرن 19 ،پیشگامان روزنامه نگاری بودند. این شیوه روزنامه نگاری عینی گرا و مبتنی بر ضرورت جدایی بین روزنامه نگار از واقعه یا موضوع مورد گزارش است. احساسات و پیش داوری ها و تمایلات شخصی در کسب و انتشار اخبار هیچ تاثیر ندارد. حقیقت جویی و بی طرفی و احترام به حیثیت فردی و احساس مسوولیت در قبال مصالح عمومی از جمله مهمترین اصول حرفه ای این سبک روزنامه نگاری است.

روزنامه نگاری تشریحی:

وقتی روزنامه نگاری عینی قادر به تبیین مسائل و مشکلات مهم جامعه نبود، روزنامه نگاری تشریحی متولد شد. رشد ابن نوع روزنامه نگاری در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد. در این ایام خبرنگاران علاوه بر گزارش وقایع جنگ، به تشریح حقایق نیز پرداختند. اوج این روزنامه نگاری در اوایل دهه 1930 میلادی بود و بسیاری از خبرنگاران اجازه تشریح و تفسیر رویداها را یافتند در این شیوه روزنامه نگاری ارایه سابقه رویداد، تشریح و تجیه تحلیل رویداد اهمیت دارد و روزنامه نگار خواننده را به پشت صحنه میبرد و رویداد را به چارچوب ذهنی وتجربیات او مرتبت میسازد.

روزنامه نگاری تحقیقی:

این شیوه روزنامه نگاری که از دهه 70 میلادی متداول شد، به افشا گری افتضاحات نیز معروف بوده است. روزنامه نگار در این شیوه به کندوکاو مسائل سیاسی و اجتماعی می پردازد ماهیت نهان آنها را فاش میسازد. عملکرد نهادها، موسسات ، شرکتها و سازمانهای مختلف در این روش مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرد. در این روش شناخت رابطه میان رویدادها و فرایندها اهمیت دارند و لذا تهیه گزارش های تحقیقی به زمان بیشتری نیاز دارند.

 

روزنامه نگاری توسعه:

ریشه روزنامه نگاری که از اواسط دهه 60 میلادی به کار گرفته شد، گزارشهای مربوط به توسعه و به ویژه موضوعات اقتصادی و اخبار توسعه از اهمیت خاصی برخوردار است. خبرهای توسعه اقتصادی اجتماعی شامل مطالبی است که کوشش دولت ، سازمانهای خصوصی ، گروها و افراد را در بهبود زندگی مردم نشان میدهد. این نوع خبرها به مسائل مثبت و منفی اقتصادی ، اجتماعی ، صنعتی و فرهنگی مربوط میشود. نظیر گزارش احداث یک سد یا جاده یا کارخانه و تجزیه تحلیل رویداد.

منبع: مبانی ارتباط جمعی نوشته دکتر اسحاق تیموری