گر بانگ بر آمد که سری در قدمی رفت                     بسیار مگویید که بسیار نباشد

 

پایبندی به اندیشه ها و عقاید این روزها شده  مشغله ی فکری عده ای از افراد جامعه.افرادی که به یقین می دانند تاریخ سرزمینشان از دستان چه کسانی سرچشمه می گیرد،بر جایگاه امروزیشان مشرفند و بیش از همه نگرانند،نگران آینده ای که در پیش رو دارند وجریان داشتن این آینده در مسیر ارزش هایشان نیاز به یک باور دارد:

باور بودن

اما چگونه باید نگرانی ها و دغدغه های روزمره را فراموش کرد و خوشبین بود که این جریان با انتخاب ما شکل می گیرد!

باید ساکت نبود.باید غافل نبود.باید ساکن نبود.

سکوت من تصمیم گیری دیگران را برایم به ارمغان خواهد آورد.

غفلت من آسودگی خاطر دیگران را به ثمر خواهد نشست.

سکون من جنبش دیگران را در راستای رسیدن به ایده آل های شخصیشان به بار خواهد آورد.

و باید ایمان داشت:

ایمان به وجود سکان داری که در مسیر عقاید و اندیشه های ما قدم بگذارد و هراسی از دادن سر نیز در پیمودن این مسیر نداشته باشد،به شرط آنکه برای انتخابمان در دنیای سحرانگیز رنگ ها غوطه ور نشویم!!