طنز نویسان ایرانی(بخش پنجم)
جواد مجابی
جواد مجابی متولد ماه مهر ۱۳۱۸ در شهر قزوین شاعر, نویسنده, نقاش, طنزپرداز و روزنامهنگار ایرانی است. از او آثار متعددی به چاپ رسیدهاست. همچنین برای مدت کوتاهی سردبیر مجله ادبی دنیای سخن بود.
توضيح
شاعر، نويسنده، محقق، و منتقد ايراني ( -1318) جواد مجابي، شاعر، نقاش، محقق ادبي-هنري، روزنامه نگار، طنز پرداز و داستان نويس است و بهتر است گفت يكي از شناخته شده ترين روشنفكران و هنرمندان معاصر كه نامش هميشه در ميان بزرگان آمده. از او تا به حال ده ها كتاب تاثيرگذار و پرطرفدار در زمينه ي داستان منتشر شده است و عموما كتاب هاي او با اقبال خوبي از سمت خوانندگان، علي الخصوص خوانندگان حرفه اي، مواجه مي شود. مجابي بارها از سوي مجامع اروپايي و امريكايي براي سخنراني درباره ي هنر و ادبيات ايران دعوت شده است و يكي از نمايندگان شاخص ادبيات معاصر ايران محسوب مي شود.
زندگينامه
دكتر جواد مجابى ، شاعر، نويسنده، محقق، و منتقد در ماه مهر 1318 در قزوين به دنيا آمد . اوايل دهه ى چهل ليسانس حقوق و دكتراى اقتصاد را از دانشگاه تهران گرفت. 19 سال كارمند دادگسترى و بعد كارشناس فرهنگى وزارت فرهنگ و هنر بود. هم زمان روزنامه نگارى حرفه اى را در فاصله ى بين سال هاى 1347-1358 در روزنامه ى اطلاعات با عنوان دبير فرهنگى روزنامه ادامه داد. بعدها با مجلات ادبى ايران از جمله فردوسى، جهان نو، خوشه، آدينه و دنياى سخن همكارى داشت كه مدتى نيز سردبيرى مجله ى اخير را به عهده داشت.
40 سال از فعاليت ادبى او مى گذرد كه 20 سال اخير را به طور حرفه اى و فارغ از دغدغه هاى شغلى ، صرف نوشتن رمان و شعرها و تحقيقاتش كرده است. نوشته هاى او بيش از پنجاه اثر چاپ شده است كه عمدتاً شامل هشت مجموعه شعر، چهار مجموعه داستان كوتاه ، نه رمان ، چندين نمايش نامه و فيلم نامه و داستان كودكان وآثار طنز و طرح هاى هجايى و چند مجموعه مقالات و چند شناخت نامه ى ادبى درباره ى نويسندگان و شاعران ايران است. علاوه بر انتشار شعرها و رمان ها و داستان ها، كار عمده ى او در اين سال ها، تحقيق درباره ى نوپردازان هنرهاى تجسمى ايران است كه بالغ بر شش جلد مى شود، كه تاريخ تحليلى زندگى و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخير است. همچنين پژوهش مفصلى در زمينه ى تاريخ طنز در متون ادبى ايران را ادامه مى دهد كه سير شوخى هاى ادبى را در كتاب هاى نظم و نثر ايران طى هزار و اندى سال بر پايه ى تحولات اجتماعى ترسيم مى كند. او همسر و دو فرزند دارد و در كوى نويسندگان زندگى مى كند و اوقاتِ به خواندن و نوشتن مى گذرد. به عنوان طنز پرداز مدرن شهرت دارد و طنز را در شكل هاى مختلف كلامى و تصويرى تجربه كرده است. نقاشى مدرن را به تفنن تجربه و چند نمايشگاه از كارهاى خود عرضه كرده است.
کتابشناسی
شعر:
* فصلى براى تو دى ماه 44
* زوبينى برقلب پاييز 49
* پرواز در مه 56
* بر بام بم 71
* سفرهاى ملاح رويا 72
* پوپكانه
74* شعرهاى من و پوپك بهار 79
* درى به شاد خويى دى ماه 79
*
سفرهاى ملاح رويا(5 كتاب) 81* سال هاى شاعرانه(3 كتاب) 82
* شعر بلند تامل(4 كتاب) 82
طنز:
* يادداشت هاى آدم پرمدعا آذر 49
*
آقاى ذوزنقه آذر 50* يادداشت هاى بدون تاريخ فروردين 58
* نيشخند ايرانى(4كتاب) 82
پژوهش:
* شباهت هاى ناگزير 51
* فلزكارى در ايران آماده ى چاپ
* طنز ادبى ايران زير چاپ
* متن پيشگامان نقاشى نوين ايران 76
* بعلاوه شش جلد ديگر اين تاريخ تحليلى آماده چاپ
* مقدمه نقاشى هاى حجت الله شكيبا 71
* مقدمه يادسبز( حاجى زاده) 71
* مقدمه ايران سرزمين مهر 73
* مقدمه نقاشى على اكبر صادقى 77
* مقدمه نقاشى پروانه اعتمادى 77
* مقدمه نقاشى عليرضا اسپهبد 77
* مقدمه شيرزن ها و خورشيد خانم ژازه 78
* مقدمه مينياتورهاى سياه آماده چاپ
* مقدمه آثار پرويز تناولى 79
* مقدمه آثار ژازه طباطبايى 82
* مقدمه آثار پرويز كلانترى آماده چاپ
* مقدمه آثار على اكبر صفائيان زير چاپ
*
تدوين كتاب بهجت صدر زير چاپ
داستان كودكان :
* پسرك چشم آبى اسفند 51
* سيبو و سار كوچولو
55* پنير بالاى درخت بهار 57
* پنج داستان كودكان آماده چاپ
صفحه و كاست :
* نوار صدا و صفحه پسرك چشم آبى 56
* نوار شعر بر بام بم
72* نوار شعر با موسيقى بيان و صداى ساكو منتظر مجوز
داستان كوتاه :
* من و ايوب و غروب 51
* كتيبه 56
* ديوساران تير59
* از دل به كاغذ تابستان 69
* قصه ى روشن 80
* كتيبه و ايوب (1384) (کاروان (انتشارات))
رمان :
* شهر بندان
66* شب ملخ 69
* موميايى 72
* فردوس مشرقى 72
* عبور از باغ قرمز 72
* عبور از باغ قرمز 77
* ج 77
* برج هاى خاموش 78
* لطفاً درب را ببنديد 79
* باغ گمشده 81
* يكى و آن ديگرى آماده چاپ
نمايش نامه
:* شبح سدوم بهار 57
* روزگار عقل سرخ 78
* چند نمايش نامه آماده چاپ
فيلم نامه :
* ديوانگان بر ساحل/ مهمان كش/ جنايت پنهان آماده
سفرنامه :
* اى قوم به حج رفته آبان 52
شناخت نامه و مجموعه مقالات :
* شناخت نامه احمد شاملو 77
* شناخت نامه ساعدى 78
* سخن در حلقه ى زنجير 57
* سايه دست تابستان 78
* آينه بامداد بهار 80
محاسبالملک
صادق هدایت
صادق هدایت (۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران - ۱۹ فروردین ۱۳۳۰) در پاریس نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است.
هدایت از پیشگامان داستاننویسی
نوین ایران و یک روشنفکر برجسته بود. برترین اثر وی رمان بوف کور است که آن را مشهورترین و درخشانترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانستهاند.حجم آثار و مقالات نوشته شده درباره نوشتهها، نوع زندگی و خودکشی صادق هدایت بیانگر تاثیر ژرف او بر جریان روشنفکری ایرانی است .
هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگان بزرگ را نیز ترجمه کردهاست. آشنایی عمیق وی با ادبیات اروپا، خصوصا آشنایی با آثار فرانتس کافکا زمینه ساز تحول مهمی در ادبیات داستانی معاصر ایران شد.
صادق هدایت در ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ در پاریس خودکشی کرد. آرامگاه وی در گورستان پرلاشز پاریس واقع است.
زندگینامه
از کودکی تا آغاز جوانی
صادق هدایت در هفده فوریهٔ
۱۹۰۳ در تهران در خانوادهای اصلونسب دار و متشخص متولد شد. پدرش هدایتقلیخان (اعتضادالملک) و نام مادرش نیرالملوک (نوهٔ مخبرالسلطنهٔ هدایت) نوه عموی اعتضادالملک بود. جد اعلای صادق رضاقلیخان هدایت از رجال معروف عصر ناصری و صاحب کتابهایی چون مجمع الفصحا و اجملالتواریخ بود. صادق کوچکترین فرزند خانواده بود و دو برادر و سه خواهر بزرگتر از خود داشت.صادق هدایت تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ علمیهٔ تهران گذارند. در سال ۱۹۱۴ به دارالفنون رفت ولی در سال ۱۹۱۶ به خاطر بیماری چشمدرد مدرسه را ترک کرد و در ۱۹۱۷ در مدرسهٔ سنلویی که مدرسهٔ فرانسویها بود به تحصیل پرداخت. به گفتهٔ خود هدایت اولین آشناییاش با ادبیات جهانی در این مدرسه بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی میداد و کشیش هم او را با ادبیات جهانی آشنا میکرد. در همین مدرسه صادق به علوم خفیه و متافیزیک علاقه پیدا کرد. این علاقه بعدها هم ادامه پیدا کرد و هدایت نوشتارهایی در این مورد انتشار داد. در همین دوران صادق گیاهخوار شده بود و به اصرار و پند بستگانش وقعی نمینهاد. در سال ۱۹۲۴ در حالی که هنوز مشغول تحصیل در مقطع متوسطه بود دو کتاب کوچک انتشار داد: «انسان و حیوان» که راجع به مهربانی با حیوانها و فواید گیاهخواریاست و تصحیحی از رباعیات خیام با نام رباعیات خیام به همراه مقدمهای مفصل.
گیاهخواری
صادق هدایت در جوانی گیاهخوار شد و کتابی در فوائد گیاهخواری نیز نوشت. او تا پایان عمر گیاهخوار باقیماند. بزرگ علوی در این باره مینویسد:«یک بار دیدم که در کافه لاله زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی میگفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشمهایش سرخ شد، عرق به پیشانیاش نشست و داشت قی میکرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
عزیمت به اروپا
هدایت در ۱۹۲۵ تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و با اولین گروه دانش آموزان اعزامی به خارج راهی بلژیک شد و در رشتهٔ مهندسی به تحصیل پرداخت. در همین سال مقالهٔ «مرگ در گان» را در روزنامهٔ ایرانشهر که در آلمان منتشر میشد به چاپ رساند و مقالهای به فرانسوی به نام «جادوگری در ایران» در مجلهٔ لهویل دلیس نوشت. هدایت از وضع تحصیل و رشتهاش در بلژیک راضی نبود و مترصد بود که خود را به فرانسه و در آنجا به پاریس که آن زمان مرکز تمدن غرب بود برساند. سر انجام در ۱۹۲۷ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد. در همین سال نسخهٔ کاملتری از کتاب «انسان و حیوان» با نام فواید گیاهخواری با مقدمهٔ حسین کاظم زادهٔ ایرانشهر به چاپ میرسد.
خودکشی اول و نخستین داستانها
صادق هدایت پس از اولین خودکشی نافرجامش در پاریس
صادق هدایت در سال ۱۹۲۸ اقدام به خودکشی در رود مارن کرد، لیکن یک قایق ماهیگیری او را نجات داد. در همین دوران در پاریس با دختری به نام ترز دوست بود. صادق در مورد خودکشی اش به برادرش محمود مینویسد: «یک دیوانگی کردم به خیر گذشت.» ادعا شده است که راجع به خودکشی نخستش توضیحی به هیچکس ندادهاست. اما م. فرزانه سالها بعد از زبان هدایت (سالها بعد از خودکشی اولش) نقل میکند که علت خودکشی مسائل عاطفی بودهاست.
نخستین نمونه های داستانهای کوتاه هدایت در همان سال خودکشی اش صورت گرفت. نمایشنامهٔ «پروین دختر ساسان» و داستان کوتاه «مادلن» را در همین دوران نوشتهاست. پس از خودکشی نیز داستان معروف «زنده به گور» و «اسیر فرانسوی» و رسالهٔ طنزآمیز «البعثة الاسلامیه الی بلاد الافرنجیه» را نوشت.
بازگشت به تهران
هدایت در سال ۱۹۳۰، بی آنکه تحصیلاتش را به پایان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی مشغول به کار شد. لیکن از وضع کارش راضی نبود و در نامهای که به تقی رضوی (که دوستیشان در دوران متوسطه آغاز شده بود) در پاریس نوشتهاست، از حال و روز خود شکایت میکند. دوستی با حسن قائمیان که پس از مرگ هدایت خود را وقف شناساندن او کرد در بانک ملی اتفاق افتاد. در همین سال مجموعه داستان زندهبهگور و نمایشنامهٔ پروین دختر ساسان در تهران منتشر شد و هدایت با مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی آشنا شده و حلقهٔ دوستیای ایجاد میشود که نامش را گروه ربعه گذاشتند.
گروه ربعه
در آن دوران گروهی از ادیبان کهنهکار بودند که با آنها ادبای سبعه میگفتند و به گفتهٔ مجتبی مینوی «هر مجله و کتاب و روزنامهای که به فارسی منتشر میشد از آثار قلم آنها خالی نبود.» این هفت تن که درواقع بیشتر از هفت تن بودند شامل کسانی چون محمدتقی بهار، عباس اقبال آشتیانی، رشید یاسمی، سعید نفیسی و بدیعالزمان فروزانفر و محمد قزوینی میشدند. گروه ربعه این نام را برای دهنکجی به این افراد (که به نظر ایشان کهنهپرست بودند) انتخاب کردند. گفتگو و دیدارهای گروه ربعه در رستورانها و کافههای تهران بود. بعدها نیز افراد دیگری چون پرویز ناتل خانلری، عبدالحسین نوشین، غلامحسین مینباشیان و نیما یوشیج به این گروه اضافه شدند. این گروه به فعالیتهای ادبی و فرهنگی پرداختند و آثاری چند در این سالها با همکاری همدیگر انتشار دادند. مینوی در بارهٔ این دوران میگوید: «ما با تعصب جنگ میکردیم و برای تحصیل آزادی میکوشیدیم و مرکز دایرهٔ ما صادق هدایت بود.» سالهای
۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ برای هدایت دورانی پربار محسوب میشود و آثار تحقیقی و داستانی بسیاری انتشار داد.انیران را با همکاری علوی و شین پرتو نوشت. مجموعهٔ داستانهای کوتاه سایهروشن نمایشنامهٔ مازیار با مقدمهٔ مینوی، کتاب مستطاب وغوغ ساهاب با همکاری مسعود فرزاد و مجموعه داستانهای کوتاه سه قطره خون و چندین داستان کوتاه دیگر در این دوران به چاپ رسید. در این دوران شور میهندوستی و بیگانهستیزی در بسیاری از آثار وی موج میزند.
همچنین هدایت برای
اولین بار در ایران اقدام به جمعآوری متلها و داستانهای عامیانه کرد و نوشتار «اوسانه» و کتاب نیرنگستان را در این موضوع به چاپ رساند. به علاوه طی دو مقاله در مجلهٔ سخن راجع به فولکلور و ادبیات توده مطالبی نوشت. مجلهٔ موسیقی را هم در این دوران بنا نهاد.هدایت در خلال این سالها به ترجمهٔ آثاری از چخوف و نویسندگان دیگر نیز پرداخت و همچنین در کتاب رباعیات خیام خود تجدید نظر کرد و آن را مفصلتر با عنوان ترانههای خیام انتشار داد. سفرنامهای هم راجع به سفرش به اصفهان به نام اصفهان نصف جهان نوشت.
سفر به هندوستان
هدایت در سال ۱۳۱۵
به همراه شین پرتو به هند رفت و در آپارتمان او اقامت کرد. در هند به فراگیری زبان پهلوی نزد دانشمند پارسی(از پارسیان هند) بهرام گور انکلساریا پرداخت و کارنامهٔ اردشیر پاپکان را در هند از پهلوی به فارسی ترجمه کرد.در طی اقامت خود در بمبئی اثر معروف خود بوف کور را با دست بر روی کاغذ استنیسل نوشته، به صورت پلیکپی در پنجاه نسخه انتشار داد و برای دوستان خود فرستاد؛ از جمله نسخهای برای مجتبی مینوی که در لندن اقامت داشت و نسخهای برای جمالزاده که آن زمان در ژنو بود. عدهای داستان بوف کور را محصول حال و هوای هند میدانند، لیکن چنانکه از گفتگوهای هدایت و فرزانه بر میآید هدایت کار روی این اثر را از سالها پیش شروع کرده بود به قول هدایت در گلویش گیر کرده بود[احتیاج به ذکر صفحهٔ فرزانه]. در نسخهٔ پلیکپیای که از بوف کور در هند انتشار داد نوشته بود که چاپ اثر در ایران ممنوع است. علاوه بر اینها هدایت دو داستان به زبان فرانسوی در هند به چاپ رساند: "
Lunatique" و "Sampingue".بازگشت از هندوستان
صادق هدایت در سال ۱۳۱۶ از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. سال بعد از بانک ملی استعفا داده، در وزارت فرهنگ استخدام شد. او تا سال ۱۳۲۰ که متفقین ایران رااشغال کردند به فعالیتهای ادبی پرداخت و چندین داستان و مقاله انتشار داد. کارنامهٔ اردشیر بابکان را در مجلهٔ موسیقی و گجسته ابالیش (ترجمه از متن پهلوی) را جداگانه (در انتشارات ابن سینا) چاپ کرد. با وجود این بوف کور همچنان در ایران منتشر نشده بود
.اشغال ایران توسط متفقین و بازشدن فضای سیاسی
در سال ۱۳۲۰ هدایت در دانشکدهٔ هنرهای زیبا با سمت مترجم استخدام شد. با اشغال ایران به دست متفقین و باز شدن فضای سیاسی بوف کور به صورت پاورقی در روزنامهٔ ایران بهصورت سانسورشده به چاپ رسید. در سال ۱۳۲۱
مجموعهٔ سگ ولگرد را انتشار داده، ترجمههایی از شهرستانهای ایران گزارش گمانشکن و یادگار جاماسپ از پهلوی به فارسی صورت داد. بعد از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ و پایان جنگ جهانی دوم انتقادهای اجتماعی صادق هدایت شدت میگیرد. داستان بلند حاجیآقا داستان کوتاه «آب زندگی» و مجموعهٔ ولنگاری که همه مضامین اجتماعی دارند در این دوران به چاپ رسیدند. علاوه بر این فعالیتها هدایت به نوشتن مقالههای نقد ادبی و ترجمهٔ آثاری از کافکا نیز پرداخت و در نشریههای مختلف به چاپ رساند. چند اثر دیگر پهلوی را هم ترجمه کرد. در سال ۱۳۲۴ هدایت سفری به تاشکند داشت و در انجمن فرهنگی ایران و شوروی از او تقدیر شد.در این دوران بسیاری از رفقای هدایت از جمله علوی و عبدالحسین نوشین به حزب توده پیوسته بودند و در مجموع نشست و برخاست وی با تودهایها بیشتر شده بود و حتی مقالاتی در روزنامهٔ مردم که ارگان حزب توده بود با نام مستعار به چاپ رساند. لیکن علیرغم اصرار سردمداران حزب هرگز به حزب توده نپیوست.
پایان جنگ و یأس و نومیدی
پس از پایان جنگ و پیشآمدن مسائل آذربایجان هدایت از توده ایها هم سرخورده شد و بیش از پیش به شرایط بدبین شد. بدبینی او به شرایط در نامه هایی که به جمالزاده و شهیدنورایی نوشتهاست، دیده میشود.
در سال ۱۳۲۶ به نوشتن توپ مرواری پرداخت اما این اثر تا پس از مرگش به چاپ نرسید. معروفترین نام مستعار او که توپ مرواری هم تحت آن منتشر شد هادی صداقت است. در ۱۳۲۷ مقالهٔ «پیام کافکا» به صورت مقدمهای بر کتاب گروه محکومین نوشتهٔ کافکا و ترجمهٔ حسن قائمیان نوشت. در سال ۱۳۲۹ با همکاری حسن قائمیان داستان «مسخ» کافکا را ترجمه کرد و در مجلهٔ سخن انتشار داد. در ۱۲ آذر همان سال با گرفتن گواهی پزشکی (برای اخذ روادید) و فروختن کتابهایش به فرانسه رفت. در طول اقامت در فرانسه سفری به هامبورگ داشت و نیز سعی کرد به لندن برود که موفق نشد. سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان اجارهایاش در پاریس با گاز خودکشی کرد. وی چند روز قبل از انتحار بسیاری از داستانهای چاپنشدهاش را نابود کرده بود. هدایت را در قبرستان پرلاشز به خاک سپردند. مراسم خاکسپاریاش با حضور عدهای قلیل از ایرانیان و فرانسویان صورت گرفت.
شرح حال صادق هدایت به قلم خودش
دستخط صادق هدایت، آذر ۱۳۲۴
من همان قدر از شرح حال خودم رم میکنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی میخورد؟ اگر برای استخراج زایچهام است، این مطلب فقط باید طرف توجه خودم باشد گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجمین مشورت کردهام اما پیش بینی آنها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگانست باید اول مراجعه به آراء عمومی آنها کرد چون اگر خودم پیش دستی بکنم مثل این است که برای جزییات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قایل شده باشم به علاوه خیلی از جزییات است که همیشه انسان سعی میکند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آنها مناسب تر خواهد بود مثلا اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر میداند و پینه دوز سر گذر هم بهتر میداند که کفش من از کدام طرف ساییده میشود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان میاندازد که یابوی پیری را در معرض فروش میگذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزییاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل میکنند. از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجستهای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشتهام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بودهام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت رو به رو شدهام. در اداراتی که کار کردهام همیشه عضو مبهم و گمنامی بودهام و روسایم از من دل خونی داشتهاند به طوری که هر وقت استعفا دادهام با شادی هذیان آوری پذیرفته شدهاست روی هم رفته موجود وازدهٔ بی مصرفی قضاوت محیط دربارهٔ من میباشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.
کتابشناسی
نوشتههای هدایت
بخشی از دستنوشتهٔ بوف کور
* رباعیات خیام (۱۳۰۲)* فوائد گیاهخواری
(۱۳۰۶)* زندهبگور (۱۳۰۸) (مجموعه داستان کوتاه)
* پروین دختر ساسان ۱۳۰۹) (نمایشامه)
* سایه مغول (۱۳۱۰
)* اصفهان نصف جهان (۱۳۱۱) (سفرنامه)
* سه قطره خون (۱۳۱۱) (مجموعه داستان کوتاه)* نیرنگستان (۱۳۱۲
)* سایه روشن (۱۳۱۲
)* مازیار (۱۳۱۲) (جستار تاریخی و یک نمایشنامه) با همکاری مجتبی مینوی
* وغوغ ساهاب (۱۳۱۳) با همکاری مسعود فرزاد
* ترانههای خیام (۱۳۱۳
)* بوف کور (۱۳۱۵
)* علویه خانم (۱۳۲۲
)* حاجی آقا (۱۳۲۴
)* افسانه آفرینش (۱۳۲۵) (خیمهشببازی در سه پرده)
* ولنگاری
(۱۳۲۳)*
توپ مرواری (۱۳۲۷)* سگ ولگرد (مجموعه داستان کوتاه)
* کاروان اسلام (البعثة الاسلامية الي البلاد الافرنجية)
* مجموعه نوشتههای پراکنده (به کوشش حسن قائمیان)
ترجمهها
ترجمه از زبان فرانسه
* کور و برادرش (۱۳۱۰) نوشته آرتور شنیتسلر
* کلاغ پیر (۱۳۱۰) نوشته الکساندر لانژ کیلاند نویسنده نروژی
* تمشک تیغ دار (۱۳۱۰) نوشته آنتون چخوف
* مرداب حبشه (۱۳۱۰) نوشته گاستون شراو نویسنده فرانسوی
* جلوه قانون نوشته فرانتس کافکا
* مسخ نوشته فرانتس کافکا
* گراکوسی شکارچی نوشته فرانتس کافکا
* گروه محکومین نوشته فرانتس کافکا
* دیوار نوشته ژان پل سارتر
ترجمه از متون پهلوی به زبان فارسی
* گجسته ابالیش
(۱۳۱۹)* گزارش گمانشکن (۱۳۲۲
)* ی
ادگار جاماسب (۱۳۲۲)* کارنامه اردشیر بابکان (۱۳۲۲
)* زند وهومن یسن (۱۳۲۳
)* آمدن شاه بهرام ورجاوند (۱۳۲۴
)مقالات
* مقدمهای بر رباعیات خیام
* انسان و حیوان (۱۳۰۳
)* پیام کافکا
آثار درباره هدایت
کتاب
* صادق هدایت، از افسانه تا واقعیت نوشته محمدعلی همایون کاتوزیان، ترجمه فیروزه مهاجر* هفت مقاله از ایرانشناسان شوروی ترجمه ابوالفضل آزموده
* کتاب صادق هدایت نوشته محمود کتیرایی
* بر مزار صادق هدایت نوشته یوسف اسحاقپور، ترجمه باقر پرهام
* مجموعهای از آثار صادق هدایت نوشته محمد بهارلو* ی
ادبودنامه صادق هدایت انتشارات امیر کبیر* ی
اد صادق هدایت، به کوشش علی دهباشی* هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم نوشته ماشاءالله آجودانی
* راز شهرت صادق هدایت نوشته محمدرضا سرشار
* نامههای صادق هدایت گردآوری محمد بهارلو
* خودکشی صادق هدایت نوشته هوشنگ پیمانی
* آشنایی با صادق هدایت نوشته م. ف. فرزانه (چاپ پاریس شامل دو مجلد بوده است: صادق هدایت چه میگفت؟ و آن چه صادق هدایت به من گفت)
* کتابشناسی صادق هدایت نوشته محمد گلبن
*
صاق هدایت و هراس از مرگ نوشته محمد صنعتی* ارزیابی آثار و آرای صادق هدایت گردآوری مریم دانایی برومند
* صادق هدایت نوشته ونسان مونتی ترجمه حسن قائمیان
* هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورائی نوشته صادق هدایت
* صادق هدایت در تار عنکبوت نوشته مصطفی فرزانه
* صادق هدایت در گذر زمان نوشته موسیالرضا طایفی اردبیلی
* نقد و تفسیر آثار صادق هدایت نوشته محمدرضا قربانی
* نیمهی پنهان سرگذشت صادق هدایت نوشته جهانگیر هدایت
* صادق هدایت داستاننویس نوشته جعفر مدرس صادقی
*
داستان یک روح(شرح و متن بوف کور صادق هدایت) نوشته سیروس شمیسا* روی
جاده ی نمناک / درباره ی صادق هدایت ، نوشته محمد قاسم زاده، انتشارات کاروانفیلم
* گفتگو با سایه ساخته خسرو سینایی
مقالات
* صادق هدایت و کارهای او نوشته پرویز ناتل خانلری، ۱۳۲۶
* ی
ادی از صادق هدایت نوشته پرویز داریوش* بوف کور در اروپا نوشته سوپر فیلیپ، ترجمه حسن قائمیان، ۱۳۲۲
* تأثیر صادق هدایت در اروپا نوشته آندره روسو ترجمه حسن قائمیان، ۱۳۳۲
* آثار صادق هدایت را بدبین و مأیوس خواندم نوشته احسان نراقی، ۱۳۳۰
* کتاب حاجیآقای صادق هدایت، نوشته سعید نفیسی، ۱۳۲۴
* هدایت و حزب توده، نوشته خلیل ملکی، ۱۳۳۰
* بوف کور و عقده ادیپی، نقد روانی نوشته بهرام مقدادی، ۱۳۴۹
* صادق هدایت نوشته روژه لسکو (مترجم بوف کور به زبان فرانسه، ۱۳۲۵
* صادق هدایت، پیشرو رئالیسم ایران نوشته ژیلبر لازار، ۱۳۳۴
* سی سال رماننویسی نوشته هوشنگ گلشیری، ۱۳۴۶
* مقدمه منتخبات صادق هدایت نوشته کمیسروف، ترجمه قائمیان، ۱۳۳۷
* هدایت بنیانگذار ادبیات نو، نوشته کریم کشاورز، ۱۳۵۱
* صادق هدایت نوشته ابرهارد کروگر، ۱۳۴۷
* صادق هدایت بنیانگذار خیامشناسی، نوشته محمود کتیرایی، ۱۳۴۹
* ی
اد آشنا نوشته اسلام کاظمیه، ۱۳۴۷* صادق هدایت در آلمان نوشته جواد فلاطوری، ۱۳۴۰
* بدبینی هدایت نوشته مسعود فرزاد، ۱۳۴۶
* سقوط هدایت در چاله هرز ادبیات فرانسه، نوشته احمد فردید، ۱۳۵۲
*
صادق هدایت ناشناس مرد نوشته بزرگ علوی، ۱۳۵۲* صادق هدایت نوشته احسان طبری، ۱۳۲۵
* هدایت و آلاحمد در یک ارزیابی نوشته بهرام صادقی، مجله فردوسی شماره ۱۰۹۶
* هدایت وطنپرست و ستایشگر انسان نوشته عبدالحسین سپنتا، ۱۳۴۷
* هدایت مجاهدی در اردوی انسانیت نوشته عبدالحسین زرینکوب، ۱۳۵۲
* ی
ادبودهای من از صادق هدایت نوشته یان ریپکا، ترجمه مصطفی فرزانه، ۱۳۴۴* صادق هدایت از نظر دهخدار نوشته علی اکبر دهخدا، ۱۳۵۲
* ۲۳
سال از مرگ صادق هدایت گذشت، نوشته محمدعلی جمالزاده، ۱۳۵۳ * با حافظ چه کردند که با صادق هدایت بکنند نوشته ایرج پزشکزاد، مجله روشنفکر، شماره ۸۸۹* صادق هدایت و فلسفه آقای فردید، نوشته رضا براهنی، ۱۳۵۱
* صادق هدایت و مکتب او نوشته ابوالقاسم انجوی شیرازی، ۱۳۵۲
* غروب هدایت، نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن، ۱۳۳۷
* ی
ادی از صادق هدایت نوشته مهدی اخوان ثالث، ۱۳۴۸* هدایت بوف کور نوشته جلال آلاحمد، ۱۳۳۰
* صادق هدایت و سینما نوشته عباس بهارلو
* ناقوس خیال در آثار هدایت نوشته مایکل بیرد، ۱۳۷۱
* مسخ هدایت از مسخ نوشته نسرین رحیمیه، ۱۳۷۱
* دیوار، معرفی و نقد نوشته منوچهر آتشی، مجله تماشا، شماره ۸۸
شعر
* روی جاده نمناک سروده مهدی اخوان ثالث در رثای هدایت، ۱۳۴۰
فوقالدین احمد یزدی